يه سلام ويژه و اختصاصي واسه همه دوستاي خوبم كه اين ترم درس طراحي معماري رو با آقاي مهندس كريمي دارن.
تا جايي كه من در جريان كاراتون هستم ديگه بايد رسيده باشين به مقطع دادن ايده و كانسپت.
گفتم شايد بد نباشه منم يه ذره كمك كنم.البته با اجازه استاد محترمتون.اميدوارم صحبت هام در جهت تدريس كلاستون باشه.
مطمئنم آقاي مهندس همه نكات و مواردي رو كه لازمه بهتون گفتن و لابد هر كدوم الان مي دونين بايد چيكار كنين.ولي مي دونم شروع كردن يه كم سخته.بابا ما خودمونم يه روزي مثل شما دانشجو بوديم مثلا!نگران نباشين با كمك هم همه جيز رو ختم به خير مي كنيم...
و اما بريم سر اصل مطلب...
اصلا منم مي خوام با شما شروع كنم به طراحي...
اول اولش....موضوع چيه؟
فرهنگسراست.مثل هميشه به خود موضوع فكر مي كنم...فرهنگ+سرا....
بذارين ببينم ...آهان...در لغت نامه معين فرهنگ رو اين طور معني مي كنه...
فرهنگ:۱-ادب.تربيت.۲-دانش.علم.معرفت.۳-مجموعه آداب و رسوم.۴-مجموعه علوم و معارف و هنرهاي يك قوم.۵-كتابي كه شامل لغات يك يا چند زبان و شرح آن هاست:فرهنگ جهانگيري.فرهنگ سروري-۶-كاريز آب!!!!!!!(چه جالب...اين آخري رو نمي دونستم...كاريز:قنات-مجراي آب در زير زمين)
خوب الان فكر كنم مي دونم فرهنگ يعني چي.
و اما سرا....ببينيم آقاي معين در مورد سرا چي مي گن...
سرا:۱-اتاق.بيت.۲-خانه.دار.۳-بناي عالي.كوشك.قصر.۴-پسوند مكان:بستان سرا.كاروان سرا.مهمان سرا.نغمه سرا.
خوب ...
حالا اينكه فرهنگ سرا يعني چي ديگه هر كسي خودش مي دونه...
خيلي عاليه.الان يه كليتي از مفهوم موضوع توي ذهنمه.

بهتره يه چند تا نمونه ببينم.ببينم اصلا اونايي كه فرهنگ سرا طراحي كردن به چه چيزايي فكر كردن.چجوري نگاه كردن و...
ببخشين كجا مي تونم چند تا نمونه فرهنگسرا ببينم؟!حداقل اسماشون رو ببينم تا خودم بگردم و اطلاعات بيشتر رو در مورد هركدوم پيدا كنم....آره ......همين جا توي وب معماري حرفه اي يه عالم فرهنگسرا معرفي شده.چه خوب....
اين هم لينك پست هاي مرتبط با فرهنگسرا:
اين مرحله يه كم وقت مي بره كه مطمئنم شماها در اين مورد از من جلوتر هستين.منم بايد عجله كنم تا بهتون برسم.
اينطوري مي تونم يه كليتي از كاربري هاي فضاهام رو هم به دست بيارم.و اگه ديدم در مورد هر كدوم اطلاعات بيشتري لازم دارم ميرم پيدا مي كنم يا از استادم كمك مي گيرم!!!

بعدش چيكار كنم...آهان....من قراره كجا اين فرهنگ سرا رو طراحي كنم؟تهران؟تبريز؟كرمان؟يا...!؟؟؟اوههه خوب توي اصفهانه.چه خوب...
پس بايد ببينم معماري اصفهان چجوريه.من كه نمي تونم مثلا يه خونه تبريزي رو بيارم بذارم تو اصفهان پس بايد معماري اصفهان رو خوب بشناسم.چه اصولي در اون رعايت مي شه؟حتي مصالح رايج رو هم بد نيست اطلاعاتي ازشون داشته باشم.

ديگه چي...آره
بايد مردم اصفهان رو هم خوب بشناسم.چي دوست دارن؟چطوري رفتار مي كنن؟چه وقتايي مي خوان گردش برن؟براي گردش كردن و استراحت دوست دارن كجا برن؟بچه هاي اصفهاني چه بازي هايي رو دوست دارن؟اصلا آداب و رسوم مردم اصفهان چجوريه؟شايد يه كم هم از مردم قديم اصفهان و زندگي شون بدونم بد نباشه.و...فرهنگ مردم اصفهان رو بايد خوب بشناسم.......

آب و هواش چي؟كي هوا سرده؟كي گرم؟چقد از سال هوا سرده و چه مدت گرم؟چقد مي تونم توي فضاي باز هم به طرحم فكر كنم؟نورهاي خوبي كه واسه كاربريم نياز دارم از كدوم جهات هست؟باد خنك توي تابستون خيلي خوبه.در اصفهان از كدوم جهات باد خنك و مناسب دارم؟كلا بايد اقليم اصفهان رو بشناسم......

حالا كجاي اصفهان بايد طراحي كنم؟؟؟
كنار زاينده رود؟توي بافت قديم اصفهان؟بالاي كوه يا........؟!
خيابونش چه شكليه؟مردم اون منطقه علايق خاصي دارن؟چه كاربري هايي در اون محدوده وجود داره؟مناظري كه از سايتم دارم چيه؟دسترسي هام به داخل مجموعه از كدوم قسمته؟اصلا سايت طراحي چه شكليه؟و.........بهتره برم يه چند ساعتي اطراف سايتم رو بررسي كنم.بشينم ببينم اون دور و برا چه خبره؟چند تا عكس بگيرم.توي سايتم راه برم و اطرافم رو خوب ببينم.قدم زدن در زميني كه قراره يه روزي طرح من در اون ساخته بشه چه حس جالبي داره!.......به هر شكل.......بايد سايت رو هم خوب بشناسم.......

بد نيست در همين مرحله به چند تا معمار هم فكر كنم.اونا واسه طراحي هاشون چجوري فكر مي كردن و به چه جيزايي اهميت مي دن.وقتي مي خوان ايده بدن چجوري اطلاعاتشون رو پردازش مي كنن؟و........

اينم لينك سه تا پست در مورد نحوه طراحي سه تا از معمارها:
خوب فكر كنم اطلاعاتي رو كه لازم داشتم به دست آوردم.

حالا چيكار مي كنم....؟!!!
يه كاغذ بزرگ شايد ۱۰۰*۷۰ يا يه كم بزرگتر يا كوچيكتر مي ذارم جلو روم و شروع مي كنم.
همه اطلاعاتي كه به دست آوردم و فكر مي كنم مي تونه توي طراحي بهم كمك كنه مي كشم .چند تا عكس هم كه ازشون خوشم اومده مي چسبونم توي كاغذه.چندتايي از سايت .چند تا از فرهنگسراهايي كه ديدم.نقشه و تحليل كوچيكي از سايت.فكر كنم كافيه.و با چند تا پونز رنگي خوشكل مي زنم رو ديوار(تجربه شو توي پايان نامه ام هم داشتم.بي نظيره.خيلي بهم كمك كرد.شما هم اگه دوست داشتين امتحان كنين.مطمئنم بعدش به جونم دعا مي كنين!)
چندتايي عكس خيلي بي مورد هم مي زنم روي ديوار.مثلا نقاشيي كه دوستش دارم.عكس چند تا از دوستام و....يكي دو تا كتاب يا مجله با عكساي خوشكل و محرك ذهن!هم مي ذارم كنار دستم.
يه جعبه شكلات.يه فلاسك چايي.يه شاخه گل مريم!يه عالم كاغذ ۳۰ *۵۰.يه اتود با مغز ضخيم.چند تا مداد.ماژيك.مداد رنگ و....
.jpg)
همه چي آماده ست.
حالاااااااااا
يه موسيقي ملايم يا شايد تند يا سنتي...هر كدوم حسش بود مي ذارم و آروم روي صندلي مي شينم.يه كم هم پايه جلويي صندلي رو ميارم بالا و يه ديوار لم مي دم! و به اون شيت خوشكلي كه درست كردم و جلو رومه نگاه مي كنم.هر چند دقيقه چشامو مي بندم و اطلاعاتم رو در ذهنم بالا و پايين مي كنم.
مدادمو دست مي گيرم و شروع به خط كشيدن مي كنم.سعي مي كنم با كمك اطلاعاتي كه در ذهن و جلو چشام دارم خط بكشم.هر چي شد.خط خطي مي كنم.نقاشي مي كشم.رنگ مي زنم....

شايد ده تا بيست تا سي تا يا شايد بيشتر كاغذ خط خطي كنم.همه كاغذامو مرتب مي ذارم كنار دستم و هر از چند گاهي بهشون نگاه مي كنم.

خودمو مي ذارم به جاي اون كسي كه قراره از اين فضايي كه من مي خوام طرحشو بدم استفاده مي كنه.چه انتظاراتي داره؟چجوري از اون فضاها استفاده مي كنه؟و....
يه هاله اي پر ابهام توي مغزم وول مي خوره كه نمي دونم چيه....بايد بيشتر فكر كنم و خط بكشم.

هر وقت حس كردم خسته ام بلند مي شم مي رم بيرون.قدم مي زنم.غذا مي خورم و....ولي در هر حال به همه اطلاعاتي كه به دست آوردم و طرحم فكر مي كنم.
مي تونم حتي باز برم سايتم رو ببينم.مداد و كاغذام رو هم ببرم و بشينم اون جا يه كم خط بكشم.
و بالاخرهههههههههه.....
بالاخره سلولهاي مغزم فعال شدن!
اين خودشههههههههههههه!هموني كه بايد باشههههههه................
اين مي تونه ايده خوبي براي كارم باشه.واسه فكرم الان هزار تا دليلي و مدرك دارم كه مي تونم ازش دفاع كنم.
در اين روند هر جايي احساس نياز كردم چند تايي هم ماكت حجمي مي سازم تا فكرهام جلو روم مجسم باشن.
ديگه خيالم راحته....
مي بينين طراحي معماري چقد به آشپزي شبيهه!
بايد اول ببيني چي مي خواي بپزي.بعد مواد اوليه رو آماده كني.مواد رو با هم قاطي كني!و بذاري غذات جا بيفته!
الان منم بايد بذارم ايده ام توي ذهنم جا بيفته و تبديل بشه به يه طرح خوب.نقشه هايي كه لازمه به مرور مي كشم و ادامه ماجرا.............
خيلي خوش گذشت.
ببخشين اگه يه كم پرحرفي كردم ولي خوب لازم بود.
اگه هر جايي از طرحتون به كمك نياز داشتين رو كمك من حساب كنين.اصلا نگران نباشين با هم كار مي كنيم تا به نتيجه اي كه مي خوايم برسيم.
فقط بايد يه كم عجله كنيم كه استادمون اگه عصباني بشه ديگه.........!!!!!
دلم مي خواد آخر ترم با تجربه اي شيرين از اين طرح درستون تموم بشه.
راستي تا يادم نرفته يه تاپيك توي كافه ديزاين هست كه دوستان عضو در مورد نحوه طراحي كردنشون توضيح مي دن شايد براي اينكه با نگاه بقيه و شيوه كاريشون ؟آشنا بشين بد نباشه:
شما چطور طراحي(ديزاين)مي كنين؟!
اميدوارم همه تون موفق باشين.
توضيح:تصاوير رو براي مفهوم بودن موضوع گذاشتم.هيچ دليل و منطق ديگه اي نداره!






