
عالم طفیل هستی زهراست ،آری
فردوس از خاک رهش برپاست ،آری
گر عشق را قلبی بود در سینه ای قدس
مهر بلند فاطمه آنجاست ،آری
در آسمان عفت و رافت چه جاری
نقش حضور فاطمه پیداست ،آری
بیت الحزینش گرچه کوچک یا گلین بود
اما علی را بهترین ماواست ،آری
نام رسای فاطمه نزد ملائک
زیبا تر از هر واژه زیباست ،آری
دهه فاطمیه بر همه مسلمین تسلیت باد

والتر گروپیوس
خوب ، حالا سلام دوستان
امروز گوگل به مناسبت صد و بیست و پنجمین سالگرد تولد والتر گروپیوس لوگوی متفاوتی را که برگرفته از ساختمانهای وی و به خصوص مدرسه باهاوس طراحی کرده است. گروپیوس معمار برجسته آلمانی بود که از پیشگامان معماری مدرن به شمار می آید.
وی در سال ۱۸۸۳ در آلمان به دنیا آمد. وی در سال به همراه پیتر بهرنز شرکتی را تاسیس کرد. که در این زمان کارمندانی همچون میس ون ده روهه و لوکوربوزیه در شرکت وی به کار مشغول شدند. وی در سال ۱۹۱۰ شراکت با بهرنز را ترک کرد و به همراه آدولف مه یر شرکتی را تاسیس نمودند که آنها در این مدت یکی از ساختمانهای اولیه سبک مدرن -کارخانه فاگوس- را ساختند. دیوارهای پرده ای شیشه ای این ساختمان نشان دهنده یکی از اصول کلی سبک مدرن شد که در آن فرم از عملکرد پیروی می کند.

در سال 1919 وی با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها و پیشه ها، مدرسه معماری مشهور باهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او در نخستین بیانیه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همه ی هنرها درآمیخت و مرزبندی میان جنبه های تزیینی و کاربردی در هنرها را مردود شمرد؛ نخستین مانیفست آن مزین شده بود به گراوری چوبی اثر لیونل فینینگر با عنوان کاتدرال و اینگونه آغاز می شود: «هدف نهایی همه هنر های تجسمی ساختمان کامل است» و در ادامه آمده: «ما در پی آنیم که جامعه تازه ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن ها دیگر تعصب حرفه ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می سازد، وجود نداشته باشد». از نظر سوسیالیست انگلیسی ویلیام موریس کاتدرال های سدهای میانه نشانه ای از وحدت هنر و حرفه، ترکیب هماهنگ مغز و بازو، فرد و جامعه اند. گروپیوس هم چنین پایان انزواجویی هنر و بازگشت به سوی پیشه گری را طی یک تلاش جمعی عظیم اعلام کرد، ایدئولوژی باهاوس در سال های ابتدایی آن ضد سرمایه داری رمانتیک بود.گروپیوس در سال ۱۹۶۹ در ماساچوست از دنیا رفت.


سلام!
در مورد مسابقات معماری براتون خبر دارم.

در تاریخ 28 اردیبهشت ماه سال جاری مسابقات معماری کشوری در دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان اصفهان (واحد دختران) برگزار گردید وآثار برتر معرفی شدند.
شرکت کنندگان دانشجویان برگزیده برتر دانشگاه های (سما) بودند. که توسط اساتید هر دانشگاه برای مسابقه انتخاب شده اند.
موضوع مسابقه طراحی پلان معماری یک هنرستان به علاوه ی ساخت ماکت و تحلیل کار بر روی شیت های 50*70 بوده است که دانشجویان در مدت 5 ساعت طرح خود را تحویل میدادند.
نفرات برتر در همین تاریخ توسط هیئت داور انتخاب و به مقامهای اول تا چهارم معرفی شدند و حق شرکت بدون کنکور در رده ی کارشناسی را پیدا کردند.
برگزیدگان اول و دوم از کرج و افراد سوم و چهارم از دانشگاه خوراسگان اصفهان بوده اند.
اگه شد حتما عکسای مسابقه را میذارم.

عبدالعزيز فرمانفرمائيان و ورزشگاه آزادي
يه سلام قرمز به همه قرمزي هاي عزيز.من كه هنوز تو كف بازيم. انصافاً فينال داغي بود بين اصفاهاني هاي گل و قرمز هاي پايتخت.
راستش خيلي دوست داشتم پرسپوليسي ها جام اين فصل رو ببرن ولي انصافاً از بازي بي نقص اصفاهاني ها هم نميشه به همين راحتي گذشت. قناري پوش هايي كه اين سالها بدون افت هميشه تو اوج بودن نه كه به خاطر اين بگم كه تيم شهرمونه ها.نه! انصافاً يكي از بهترين باشگاه هاي ايران و حتي آسيا باشگاه سپاهانه. با اين حال من فكر مي كنم حق به حق دار رسيد و قرمز پوشاي پايتخت به اونچه شايستگي اونا داشتن رسيدن.
شايد بگين فوتبال چه ربطي به معماري داره اما امروز برد پرسپوليسو بهونه كردم تا راجع به يكي از ماندگارترين آثار معماري معاصر بنويسم واستون.
بدون شك همه شما اينو تأييد مي كنين كه ورزشگاه يكصد هزار نفري آزادي يكي از بزرگترين و زيباترين استايوم هاي آسيا و حتي مي تونم بگم جهانه. اينو اغراق نمي كنم و به زعم خيلي از كارشناساي معماري اين واقعيت داره.
فكر مي كنم همه شما طراح اين اثر جاويد را مي شناسين.اگه نخواهيم بگيم بنيانگذاراز بنيانگذاران نظام مهندسيه جديد در كشور ما هستن.خوشبختانه خيلي از كاراشون هنوز وجود داره.اميدوارم اين مطلب يه تقدير و تشكر كوچيك باشه به پاس سهم بسيار مهمه اييشون در معماري معاصر ايران.
اما عبدالعزيز فرمانفرمائيان براي طراحي اين اثر در سال 43-1342 در سفري به مكزيك از ورزشگاه دانشگاه مكزيك
و سيتي ديدار كرد اين طرح كه در آن از خاك فشرده به عنوان عامل سازه اي استفاده شده بود مورد توجه او قرار گرفت در طرح استاديوم 100 هزار نفري آزادي تصميم گرفت همانند ورزشگاه دانشگاه مكزيكوسيتي بستري فشرده از خاك ايجاد و مجموعه را روي آن بنشاند خاكبرداري براي سازه استاديوم زمينه ساز ايجاد درياچه مفرهي در جوار آن شد مهندس عليرضا راد پي مدير عامل شركت تهران بستون كه به معاونت و رياست دفتر فني سازمان برنامه منصوب شد مهندس خاك اين طرح بود . از طرح استاديوم چيزي نگذشته بود كه (1349) دولت ايران متقبل برگزاري بازي هاي آسيايي در سال 1351 (1972) شد وزارت آباداني و مسكن (به وزارت كورس آموزگار) به سمت مجري طرح انتخاب شد اين طرح تحت نظر فرمانفرمائيان و به مديريت رضا مجد و هيربد و با همكاري نادر اردلان انجام شد ضرب العجل 17 ماهه براي طرح و اجرا و افتتاح چنين مجموعه برزگي مشكل آفرين بود به ناچار از دفتر s.o.m شعبه كاليفرنيا متقاضي خريد مقداري نقشه هاي سازه از يك طرح مشابه ورزشگاهي در شهر سياتل ايالت واشنگتن شد استخر را هم به پيمانكار طرح المپيك مونيخ واگذار كرد چند ميلي متر اشتباه در ابعاد محوطه هاي ورزشي در ركورد هاي جهاني تاثير مي گذارد و ناگزيز ضوابط كميته هاي بازي هاي المپيك بايد به دقت رعايت شود دفتر او عملا ناگزير شد در فرصت كوتاهي با جمع آوري مقداري مدارك سازه و اجرايي از نهاد ورزشي آنها را در طرح جامعي به طور هماهنگ جايگزين و ضمنا طراحي مجدد كند.
پيمانكار اين طرح شركت تسا متعلق به مهندس مجيد اعلم بود كه با پيمانكار بزرگ فرانسوي به نام بوئيگ يك كنسرسيوم تشكيل داد و مهندس زبردستي به نام پير ريچارد را به كار گرفت نامبرده در طرح سازه فلزي s.o.m تجديد نظر و طرح سازه جديدي را با بتون پيش فشرده و پيش ساخته محاسبه كرد و سرانجام اجراي طرح در موعد مقرر به اتمام رسيد و در سال 1353 افتتاح شد .
1.jpg)
شنيدن ماجرا از زبان خود مهندس عبدالعزيز فرمانفرمائيان هم خالي از لطف نيست :
"در سال 1962 من رفته بودم به مكزيك و آرشيتكتور مكزيكو خيلي رونق داشت اون زمان ، مقصودا رفته بودم و ديده بودم كه ساختمان استاديومي كرده بودن كه مثل يك آتشنشانه معيني از هر طرفش يك شيبي داره اون وسطش يه سوراخاييه كه استاديوم واقعي اون توه اون فوق العاده منو گرفت .
وقتي كار استاديومو به من رجوع كردن بخصوص كه كار استاديومو براي ما محلشو معلوم كردن در دره اي كن .
بايد به شما بگم تمام كارهايي كه در ايران داشتيم يه بودجه فوق العاده تنگي داشتيم كه توي اين بودجه بايد ما يك كار صحيحي در مياورديم پس بنا براين 80 ميليون تومان پول داشتيم كه اين ساختمانو بكنيم . شركت نفت 15 ميليون تومان بود (منظور اعتبار در نظر گرفته شده براي ساختمان شركت نفته ) ببينين چي بود .
در اين كار ديدم كه اينجا تمام اون كانديشن ها وجود داره كه بيايم چيزي بي شباهت به اون كه الهام بگيرم از اون چيزي كه ديده بودم در مكزيكو يعني بيام يه ساختماني بكنم كه شكل تپه هاي كن باشه بخوره با اين اينوايرمنت و همون رنگ باشه . پس تصميم گرفتيم ما اولين بار كه استخون بنديش خاك باشه و روش به اندازه كافي پهن باشه كه خاك باشه پس اين تصميم كه گرفته شد ،شد يك تپه اي مثل مكزيكو .
پول نداشتيم كه جور ديگه اي بكنيم ."
استاد فرمانفرمائيان در يك نگاه اجمالي :
معماري تاريخي ايران بخش مهمي از گنجينه هنر بشري و داراي شناسه بين المللي است اما سرزمين ما در دوران معاصر در جريان تحولاتي قرار گرفت كه نقطه پاياني بر كارايي روزمره معماري تاريخي ايران بود و ضرورت تحول آن را براي سازگاري و همراهي با زندگي معاصر ايجاد مي كرد .
ما هنوز از اين دوران گذار نگذشته ايم ، كه مشهون از كشمكشي در همه سطوح زندگي از جمله معماري بوده است نتيجه اين كشمكش را در طول 100 سال اخير مي توان در شكل گيري معماري خاص تلفيقي و رواج معماري سبك بين المللي بخصوص در نيمه دوم صده اخير پي گرفت .
معماري كه مي خواهيم راجع به آن صحبت كنيم از نمايندگان شاخص معماري معاصر ما در نيم قرن اخير است عبدالعزيز فرمانفرمائيان به يك معنا از پايه گذاران برجسته نهادهاي مهندسي و معماري جديد محسوب مي شود و از سوي ديگر كارهاي شاخص او و همكارانش از مهم ترين نمونه هاي سبك بين المللي در نيم قرن اخير است كه تقريبا تمامي آنها هنوز پابرجاست . اين كارها به يك معنا هنوز الگوي استانداردهاي معماري و ساختماني معاصر هستند حتي شايد بتوان مدعي شد كه در سه دهه اخير ساختماني در حد و قواره آنها ساخته نشده است.
عبدالعزيز فرمانفرمائيان در سال 1299 در خانواده اي صاحب نام در سياست و فرهنگ معاصر به دنيا آمد وي تحصيليات خود را در دانشكده بوزار پاريس گذراند و در اوايل دهه 30 فارغ التحصيل شد و به ايران بازگشت .
در ابتدا در گاراژ خانه پدرش شروع به طراحي خانه براي اقوام و دوستان كرد و سپس به استخدام دفتر ساختمان دانشگاه تهران در آمد وي پس از چندي با مهندس آفتانداليان ، سيحون وغياثي در يكي از آتليه هاي معماري دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران تحت رياست مهندس فروغي به كار تدريس پرداخت.
دفتر فرمانفرمائيان علاوه بر طراحي معماري در طراحي شهري و شهر سازي نيز وارد فعاليت شد از جمله در سالهاي 1346 تا 1354 كليه كارهاي غير صنعتي كنسرسيوم نفت شامل شهرسازي ، مدرسه سازي ، خانه سازي و ساخت دفاتر اداري در مناطق نفت خيز را بر عهده داشت و شهر سازي و خانه سازي مجموعه مس سرچشمه كرمان ، شركت خانه در كرج ، شركت خانه در اصفهان و شركت خانه در شرق تهران را انجام داد . اما شناخته شده ترين فعاليت شهرسازي او تهيه نقشه جامع شهر تهران با همكاري ويكتور گرون است كه پس از حدود چند دهه كه از تهيه طرح جامع مي گذرد هنوز دستگاه شهر سازي كشور موفق به تجديد نظر در اين طرح و تهيه طرح جديد كه براي هماهنگي با تغييرات شگرف سي ساله اخير لازم است نشده است .
عبدالعزيز فرمانفرمايان هم اكنون در پاريس فعاليت حرفه اي خود را ادامه مي دهد، وي در پاسخ به اين سوال كه در پاريس چه ميكند مي گويد :
" من چه مي كنم ؟ من دق ميكنم . من فكر تهران را مي كنم ،فكر كار رو ميكنم . من زياد پير شدم براي اينكه بتونم كار بكنم ولي با وجود اين ، آدم فكر ميكنه ، فكر ميكنه كه اگه تهران بودم چيكار ميكردم . "
عبدالعزيز فرمانفرمائيان مروري بر ربع قرن معماري دوره اخير ( تعدادي از پروژه هاي طراحي شده در دفترش) :
Ö طراحي و نظارت مسجد دانشگاه تهران
Ö طرح ساختمان راكتور اتمي دانشگاه تهران
Ö طراحي استاديوم يكصد هزار نفري آزادي تهران
Ö ساختمان شركت نفت
Ö برجهاي سامان
Ö برجهاي ونك پارك
Ö ساختمان بورس
Ö دانشكده دامپزشكي
Ö كاخ مادر سعد آباد
Ö كاخ نياوران
Ö موزه فرش تهران
Ö ساختمان اداره مركزي شركت بهشهر
Ö ساختمان وزارت كشاورزي
Ö ساختمان وزارت كار
Ö ساختمان بانك اعتبارات ايران
Ö پاويون ايران در نمايشگاه بين المللي مونترآل (1967)
Ö مجموعه اداري مسكوني روي تپه مصلي ( پروژه شهستان سابق)
Ö تهيه 2500 نقشه اجرايي براي توسعه فرودگاه تهران
Ö ساختمان پست و تلگراف و تلفن
Ö طرح اوليه فرودگاه جديد امام خميني
Ö تهيه طرح جامع شهر تهران

فرمانفرمائيان مي گويد كه كارهاي معماري در دفتر او به طور گروهي انجام مي شد و يكي از طرحهاي مورد علاقه اش غرفه ايران در نمايشگاه مونترال كانادا و ديگري منزل مسكوني خود اوست كه اينك به سفارت خانه بلژيك تعلق دارد.
کلیسای نوتردام
ازيک معبد ژوپير تا مبدل به يک کليساي رومي شدن سير تاريخي مکاني است که هم اينک عمارتي در آن واقع شده که همگان به عنوان کليساي جامع نوتردام نام ميبرند که ما حصل اراده مارسيو دسالي براي ساخت يک کليساي جامع به منظور پذيرفتن خيل بيشتري از مردم ميباشدکليسايي که از جانب او وقف مريم باکره شدهر چند که ساخت بنا در سال ۱۱۶۳ ميلادي اغاز شدتقريبا تا ۱۸۰ سال بعد يعني در حدود سال ۱۳۴۵ميلادي به پايان نرسيدساخت در يک دوره ای تاریک از تاریخ جهل اروپا صورت گرفت

کليساي جامع راوي کتاب مقدس در نقاشي هايش درگاه عظیمش وشيشه هاي رنگين شگفت انگیزش میباشد با کامل شدن طبقات در سال ۱۱۸۳ميلادي کار ساخت صحن وسالن ورواق کليسا آغاز شدو در سال ۱۲۰۸ ميلادي تکميل گردید در پي آن برج ها و جبهه غربي در سال۱۲۲۵ تا ۱۲۵۰ ميلادي بنا شد کار احداث محراب کليسا در سال ۱۲۹۶ ميلادي آغاز ودر سال ۱۳۳۰ پايان يافت تقاطع بازويي کليسا در سالهاي ۱۲۵۰-۱۲۶۷ به وسيله جين دچلس ساخته شددر اصل منظر داخلی در بسیاری از کلیساهای گوتیک در چهار تراز میباشد و از سه بابی ها بجای دالان های معمولی استفاده میشود نمای خارجی عمار ت نشان دهنده سبک گوتیگ پیشرفته می باشدمهمترین و قابل ملاحظه ترین خصوصیت آن در برداشتن تعداد زیادی ستون های کوچک وپنجره هایی با تزیینات و نقش و نگارهای گوتیک است مرتب سازی های عمودی و افقی نمای خارجی و اندازه های با شکوه پنجره های خورشیدی میباشد.نوتردام دارای تاریخی پر حادثه در طول قرنهاست یکی از مراکز جنگجویان در جنگهای صلیبی محسوب میشد وموزیکهای کر در این کلیسا رشد زیادی داشتکلیسای جامع در طول انقلاب فرانسه مانند سایر کلیساهای فرانسه مورد تاراج قرار گرفت در بحبوحه انقلاب شهروندان پیکره سنت را که بالای سر در غربی قرار داشت برای ابراز خشم نسبت به پادشاه سرنگون کردند . مقداری از این پیکره های به یغما رفته در سال ۱۹۷۰ میلادی حدود ۲۰۰سال بعد پیدا شدند بسیاری از گنجینه های کلیسای جامع یا تخریب شدند یا غارت گردیدندفقط ناقوس بزرگ کلیسا ساقط نشد انقلابیون در ابتدا کلیسای جامع راوقف مکتب خرد reason کردند و بعد از مدتی آن را موقوف مکتبsupreme نمودندانقلابیون پیروز شده مدت ها از داخل کلیسا به عنوان انبار غذا استفاده میکردند. در طول حکمرانی بناپارت در سرتاسر مراسمهای مذهبی آرزوی اعطای نیروبه امپراطور تاجدارمیشد و مراسم ازدواج وامپراطوریس شدن ژوزفین در این کلیسا برگزار شد.در طول قرن ۱۹ میلادی نویسنده معروف ویکتور هوگو وهنرمندانی مانند اینگر توجه همگان را به حالت خطرناک و محتاج به مرمت کلیسا جلب کردندبدین گونه یک هشیاری عمومی نسبت به ارزش هنری کلیسا به وجود آمد.از آنجا که در قرن ۱۸ میلادی نیو کلاسیکیستها آثار عصر میانی را نادیده میگرفت حتی شیشه های رنگی کلیسا را با شیشه های معمولی عوض کردند در قرن نوزدهم رومانتیکها مدت مدیدی با یک دید جدید همراه با تقدیر و قدردانی نسبت به این اثر گرانبها مینگریستند در بازسازی کلیساتوسط ویولت که در سال ۱۸۴۴ آغاز و۲۳ سال دوام یافت دوباره سه بابی ها و پنجره بامهای کوچک که در طاقنماهای شرقی طالار کلیساقرار دارندتجدید شد وپیکره های تراشیده شده در سردر غربی که در طول انقلاب فرانسه بصورت بدی تخریب شده بودبازسازی گردید گذشته از این رساندن زندگی جدید به پنجره های خورشیدی و تندیسها وپیکره ها کار دیگری بود که صورت گرفت.ویولت با یک پژوهش علمی که با خلاقیت عقاید شخصی خودش همراه شده بود و با مناره های مخروطی نوک تیز یک نمای جدید از ساختمان طراحی کرد . از اقدامات انجام گرفته دیگردر قرن نوزدهم خارج کردن شهروندان پاریسی از خانه های نا هنجاراطراف کلیسا وتخریب ساختمان ها توسط بارون هایزمن طراح شهری بناپارت بودکه باعث دیبهتری نسبت به عمارت شد.جبهه غربی نتردام در بر گیرنده ۲۸ پیکره به نمایندگی از سلطان یهود درگاه آن منقش به تصاویر مریم مقدس و فرزند سنت آن و مادر باکره و مریم جوان تا تولد عیسی میباشد در داخل با ستون های دلپذیر و ظریف بسیار گیرا میباشد این مکان اتاقی است برای حدود ۶۰۰۰نفر وسه پنجره خورشیدی در غرب وشمال وجنوب که استادانه شکوه یک روز آفتابی را به ما نشان میدهد در سال ۱۷۶۸ جغرافی دانان مصمم شدند همه مسافات فرانسه را از نتردام اندازه گیری کنند ۱۷۰ سال بعد هنگامی که پاریس در جنگ دوم جهانی آزاد شد ژنرال دوگل پس از بازگشتش بسوی کلیسای جامع حرکت کرد وبه درگاه خداوند شکرگذاری نمود. از جهات مختلف هنوز نتردام مرکز فرانسه است کاوش های تحقیقاتی حیاط جلوی کلیسا تاری نتردام را از تاریخ گالورومن تاقرن ۱۹ آشکار ساخت نشانه های بارو ها و استحکامات رومی واتاقهای مخصوص بر افروختن آتش گرمابه ها یک سیستم کهن با کوره های زیر زمینی و لوله های آجری سردابه های قرون وسطایی و شالوده های یک بیمارستان و تصاویر سحر انگیز ساختمانهای مجاور قبل از تخریب بارون هایزمن برای نگاه کردن به قسمت های بالایی کلیسا و همچنین پاریس ورودخانه ۳۷۸ پله ما را به بالای یکی از برج ها میبرد برج جنوبی ناقوس ۱۳ تنی را نگه داشته که پله آن در زمانهای خاص استفاده میشود در جلوی نتردام یک میدان عمومی قرار گرفته که محل نگهداری حیوانات در اعصار میانی بوده وباعث ایجاد مشکل در نمای کلیسای جامع می شده وشکوه آن را خدشه دار میکرده است هنگامی که ساختمان در نهایت تخریب شد باستانشناسان تعداد زیادی از آثار باقی مانده از گالو رومن تا زندگی قرن نوزدهم یافتند
دیوار سالن کلیسا

دیوار فوقانی شمالی شامل تریبون های سخنرانی و پنجره های بام

بالای دیوار شمالی

دیوار صحن نخستین دو طاقنمای جنوبی

پنجره بام ها

نمای داخل صحن کلیسا

طاقهای سالن کلیسا

محراب بنا شده در انتهای شرقی

بازم سلام! ![]()
يكي از دوستان راجع به شهر نايئن مطلب خواستن كه فكر مي كنم اين يه مطلب تقريباً كامليه راجع به اين شهر بسيار تاريخي و زيبا. يه وقت فكر نكنيد به خاطر تعصب به شهر خودم تعريف مي كنما.نه! جدي نائين يكي از شهر هاي باقدمت بالاست كه معروفه به شهر هزاره هاي تاريخ. اگه باور نداريد كتاب نائين (شهر هزاره هاي تاريخ) حسين سلطان زاده را حتماَ بخونيد.
![]()
نائين (شهر هزاره هاي تاريخ)
تاريخ بناي اوليه شهرنايين به دوران قبل ازاسلام بازمي گردد. صحت اين مدعا راعلاوه برنوشته هاي مورخين و جغرافيا نويسان قديم، گويش محلي خاص مردم نايين تقويت مي كند. اين گويش هنوز نيز متداول و مرسوم است. مولف كتاب((مسالك و ممالك)) فارس را ايالت قديمي ايران و محل تشكيلات دولت هخامنشي ذكر مي كند كه دوره ساسانيان و پس از اسلام به پنج ولايت يا استان تقسيم مي شده است. كه هر قسمت (كوره) ناميده مي شد در دوره هاي ساساني و پس ازاستقرار اسلام، شهرنايين جزء يكي از اين كوره ها به شمار مي آ مد. بيشتر پژوهشگراني كه درباره نايين بررسي و تحقيق كرده اند به آبادي و آباداني آن در ادوار قبل از اسلام اشاره كرده اند. اما در مقدمه كتاب(تذكره سخنروان نائين) شهر نايين شهركي كاروان انداز معرفي شده كه قافله ها براي استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار مي انداخته اند. ساربانان نيز شتران خود را در نايين(هنارگيري)مي كرده اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف مي بينيم نايين درقبل ازاسلام مركز اداري و خدماتي بخشي ازناحيه يزد بود.
در قرن پنجم هجري، شهر نايين مانند ديگر شهرهاي نز ديك به اصفهان مورد توجه قرار گرفت. در نيمه اول اين قرن ناصر خسرو، درسفر مشهورش از نائين عبور كرد و به اين شهر اشاره نمود او در سفرنامه اش درباره اوضاع اجتماعي نايين مطلب تازه اي ارائه نكرده است. به همانگونه كه ياقوت حموي نيز تنهابه نقل قولي از اصطخراي اكتفا كرده است.
آثار تاريخي نائين
بافت قديم نائين از 7 محله تشكيل شده است. اين محلات كه هر يك حسينيه هايي دارد عبارتند از: محله چهل دختران، پنجاهه، نو گاباد و يا نو آباد، باب المسجد يا در مسجد، سراي نو، كوي سنگ يا گودالو و محله كلوان. اين بافت به سبب تاثير پذيري از عوامل گوناگوني مانند محيط طبيعي، آب و هوا، نيازهاي شهر، لزوم امنيت شهر در برابر تهاجم بيگانگان طراحي شده و به طور كلي داراي كل ارگانيك بسته و معماري درونگر است. آنچه در بادي امر يك مسافر كنجكاو در نائين با آن رو به رومي شود اين مساله است كه عموم فضاي معماري و آثار تاريخي كه در طول قرن اسلامي ساخته شده اند در تركيبي متراكم در كنار يكديگر و متصل به هم استقرار يافته اند. به عبارت ديگر طراحي شهر به گونه اي بوده است كه فضاي مسكوني بدون آن كه از نظر كاربردي دچار اشكال شوند در كنار عناصر شهري مانند مسجد جامع و دارا لحكومه و بازار و حسينيه و مدرسه و حمام مستقر شده اند …
امروز نايين به دو قسمت نايين جديد و قديم تقسيم مي شود. اكثر مردم خانه هاي قديمي را خراب كرده و به قسمت نوساز شهر نقل مكان كرده اند اما آثار تاريخي موجود در محلات شهر گوياي قدمت آن است مهمترين اين آثار عبارتند از:
نارنج قلعه
آثار باقيمانده بنايي كه به نارنج قلعه (نارين قلعه) معروف است حكايت از قدمت و ديرينگي آن دارد. سبك بنا و نوع مصالح به كار رفته آن را به قبل از اسلام مربوط مي كند ارتفاع قلعه از سطح زمين 25 ذرع است. درباره كاركرد اين قعله اطلاع صحيحي در دست نيست. اما بعيد نيست كه اين فضا همواره با فضاهاي مجاور آن حاكم نشين و مركز اداري نظامي شهر بود باشد. مدارك و منافع متعدد به شهر هائي اشاره مي كنند كه قلعه هاي مانند نارنج قلعه داشته اند. اصطخري در كتاب خود از وجود پنج هزار قلعه در شهرها و كوه هاي پارس خبر داده است. اصطخري به آتشكده اي نيز اشاره مي كند كه بر بالاي اين قلعه قرار داشته است با توجه به اين مطلب احتمال اين كه اين قلعه در قبل از اسلام محل نگاهداري اتش بوده است بسيار است. در دوره صفويه نيز شهرهاي متعددي وجود داشته اند كه در آن قلعه هاي موسوم به نارنج قلعه بوده است. اين قلاع جنبه نظامي داشته اند. بنا براين با توجه به اين نكته و بادر نظر گرفتن خندقي كه پيرامون اين قلعه بوده است مي توان (نارنج قلعه) نايين را هم يكي از قلاع نظامي به حساب آورد.
![]()
مسجد جمعه
مسجد جمعه يا مسجد جامع يا مسجد علويان نائين مشهورترين اثر تاريخي شهر است كه در محله باب المسجد واقع شده است آنچه دربادي امر توجه بيننده را به خود جلب مي كند شباهت كلي و مشخص مسجد با مساجد تاريخانه دامغان و مسجد جامع تبريز فارس است. تزئينات مسجد با طرحهاي مختلف يادآور سنتهاي گذشته ايرانيان است. گچ بر يهاي بسيار زيبا و جالب مسجد اين اثر را در عداد يكي از نفيس ترين مساجد ايران قرار مي دهد. باتوجه به خصوصيات معماري مسجد و نظر برخي از محققان به نظر مي رسد كه مسجد جامع نائين در اواخر قرن سوم يادر قرن چهارم هجري ساخته شده است. طاق نماهاي بسيار زيبايي مسجد با سقف هلالي آن بيانگر هنر معماران و استاد كاران مسلمان ايراني است. بر روي ديوار و طاق جرزها ونقوش متنوع و اشكال هندسي ساده توام با شاخ وبرگ گچ بري شده بچشم مي خورد. از خصوصيات اين گچ بري گودي و عمق آن است همين امتياز در هنر گچ بري موجب شده تا پژوهشگران و معماران اين بنا را در زمره مساجد اوليه به حساب آورند. از دگر نفايس اين مسجد منبر و در چوبي آن است. اين در و منبر كه شاهكار مسلم منبت كاري هستند بيانگر ذوق و خلاقيت هنرمنان ايراني در قرن گذشته مي باشند بر روي منبر كتيبه اي بخط نسخ بسيار زيبا با تاريخ 711 هجري مشاهده مي شود. در زمينه اين كتيبه نقش شاخ و برگ كنده كاري شده است اين كتيبه بيانگر اين نكته است كه منبر در قرن هشتم هجري به مجموعه بنا اضافه شده است. علاوه برآن اين كتيبه نام (جلال الدين ملك التجار)واقف منبر نوشته شده است. مسجد جامع علويان نائين پس از احداث چند بار تعمير و مرمت شده است از جمله در سال 874 هجري قمري مرمتي صورت گرفته كه بر كتيبه اي درقاب چوبي در مسجد نوشته شده است.
![]()
مسجد بابا عبدالله
اين اثر نفيس و باشكوه درمحله سراي نو در نزديكي بازار واقع شده است. مسجد باباعبدالله دراواخر قرن هفتم واوائل قرن هشتم هجري ساخته شده است. به نوشته تاريخ نائين ميرجلال الدين احمد خطيب مشهور نائين در عصر مغول نمازجمعه را در مسجد جامع نائين اقامه مي كرده اما براي نماز جماعت در مسجد بابا عبدالله حضور مي يافته است. مسجد در سال700 هجري كه مقارن با سلطنت غازان مغول است ساخته شده است مسجد بابا عبدالله داراي يك گنبد خانه مرتفع وعظيم است كه در انتهاي جبهه قبله قرار گرفته است. دراين گنبد خانه تعدادي مقبره وجود دارد كه گويا متعلق به دوره ايلخانان است مسجد بابا عبدالله در تير ماه 1313شمسي به شماره 204 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
امامزاده سلطان سيد علي
بناي امامزاده سلطان سيدعلي متعلق به اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجري است. باني اين بناي زيبا و با شكوه ميرجلال الدين احمد بوده است كه در جلو در شرقي حرم امامزاده مدفون است. اين ساختمان مزارامامزاده سلطان سيد علي فرزند امام موسي كاظم(ع) است. مؤلف تاريخ نائين به نقل ازسالك اين امامزاده را صاحب كرامت ذكر كرده است و وي را سيدي بزرگوار ناميده است ميرجلال الدين باني اين بقعه و بارگاه نيز از بزرگان نائين بوده كه قناني به نام جلاالدين در نزديكي نائين احداث كرده ونيمي ازآن را وقف براين ساختمان نموده است. حرم امامزاده فضاي وسيعي است كه گنبدي بزرگ و زيبا و با كاشيهاي فيروزه اي رنگ بر بالاي آن خودنمايي مي كند در كنار اين حرم بزرگاني همچون سيد قوام الدين، بدرالدين و سيف الدين مدفون هستند بررواق حرم مطهر امامزاده اشعاري بخط نستعليق نوشته شده كه سراينده آنها شخصي به نام ميرزاعلي تلگرافچي است. درمغرب حرم مدرسه دو طبقه اي ساخته شده كه به طلاب علوم ديني اختصاص دارد. مردم نائين به اين امامزاده اعتقادي كامل دارند و تا چند سال پيش اموات خود در صحن آن دفن مي كرده اند علاوه بر آن ازسا لهاي پيش درايام عزاداري، دسته هاي سينه زني در محل امامزاده حاضر شده و به سوگواري مي پرداختند.مؤلف كتاب ((طرائق الحقائق)) نيز ازاين امامزاده با احترام ياد كرده واين بيت را امامزاده ذكرمي كند.
اين گنبد و رواق كه از عرش برتر است خود بارگاه زاده موسي بن جعفراست
در نائين امامزادگان ديگري نيز وجود دارند كه عبارتند از:
امامزاده ابومحمد، امامزاده جنيد، امامزاده عبدالله، امامزاده ابراهيم، امامزاده پيرمردان، امامزاده فاطمه نساء.
مسجد محمديه
در شمال شهرستان نائين محمديه واقع است كه درحال حاضر جزء شهر شده است. مسجد محمديه دراواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم ساخته شده است. طاقهاي دو طرف شبستان بزرگ مسجد و محراب آن شباهت كامل و غيرقابل انكاري با مسجد جامع نائين دارد منبر مسجد داراي الواحي است كه داراي نقش و نگار هستند. اين منبر كه از چوب سخت ساخته شده بسيار نفيس مي باشد. اگر چه منبر فاقد كتيبه است اما نقوشي كه بر تخته هاي منبر نقش شده آن را به دوره اي مربوط مي كند كه نمونه هاي كمي ازآن برجاي مانده است آندره گدار طاقهاي ناوداني شكلي كه دردو طرف شبستان گنبدي جلوه محراب به موازات قبله زده شده اند و شباهت اين شيوه با مسجد نائين را دلايل قديمي بودن مسجد محمديه مي داند. همچنين اين نويسنده عقيده دارد الواحي كه در منبر بكار رفته اند متعلق به منبر ديگري بوده كه در اين امر منبر تعبيه شده اند. مسجد محمديه به شماره 355 در فهرست بناهاي تاريخي به ثبت رسيده است.
مسجد شيخ مغربي
از ديگر مساجد نائين مسجد شيخ مغربي است. پژوهشگراني كه در مورد نائين بررسي هاي انجام داده اند به نام اين مسجد اشاره كرده اند اما ازتاريخ دقيق قدمت آن مطلب مهمي ننوشته اند. اين مسجد در بازار نائين واقع شده است. مسعود كيهان اين مسجد را (شيخ محمد ربيع) نوشته كه البته اشتباه است. باني مسجد شيخ مغربي ازعرفا و زهاد نايين بوده كه به نوشته كتاب سيماي نائين در گنبد خانه مسجد مدفون است به نوشته اين كتاب بر سر در بقعه شيخ مغربي اين بيت ديده مي شود.
كه شيخ مغربي از عارفين است مقام و مدفنش نائين زمين است
از جمله كساني كه در عمران و آبادي اين مسجد خدماتي انجام داده اند فردي به نام سيد حسن بوده كه از فضلاي مشهور نايين به شمار مي رفته است.
مسجد خواجه خصر
اين مسجد كه درنائين به(مسجد خواجه) هم معروف است در محله نو گاباد و در انتهاي بازار نائين قرار گرفته است به نحوي كه ورودي آن كاملا در جلو راستاي بازار واقع شده است. درب ورودي مسجد كه از نفاست و زيبايي بسياري برخوردار است بيانگر قدمت مسجد است. شبستان و مهتابي شمالي مسجد از قسمتهاي قابل توجه بنا به شمار مي روند.
بازار نائين
بازار شهر نائين به صورت خطي مستقيم از دروازه چهل دختران شروع مي شود و به مسجد خواجه ختم مي شود طول اين بازار در حدود340 متر است. آنچه در بادي امر، در بازار نائين جلب توجه مي كند نوع معماري آن است. به طوري كه همه مراكز محلات (حسينيه ها) با كوچه هاي فرعي و اصلي به آن مربوط مي شوند. در امتداد راسته بازار دو چار سو وجود دارند كه محل تقاطع بازار با دو معبر هستند. بازار نائين تا چند سال پيش دائر بود و در آن فعاليتهاي بازرگاني انجام مي شود اما درحال حاضر به علت انتقال مغازه ها به خيابان تقريبا حالت نيمه متروك درآمده است بازار نائين دكان هاي با طرح هاي متفاوت دارد و اين خود بيانگر اين نكته است كه اين عنصر شهر در طول زمان شكل گرفته است راسته بازار مسقف است كه قسمتي از سقف آن چند سال قبل فرو ريخت. اخيراً سازمانهاي مسؤل قسمتهاي بازار را مرمت كرده اند به طور كلي بازار نائين يكي از آثار زيبا و قابل توجه شهر نائين بشمار مي رود، زيرا چند اثر مهم شهر مانند مسجد شيخ مغربي و مسجد خواجه و حسينيه چهل دختران درآن واقع شده اند.
![]()
مصلي
از ديگر آثار جالب و قابل توجه نائين ساختمان مصلا است كه تا چند سال پيش باغ وسيع و مشجر آن تفرجگاه مردم درايام تعطيل بوده است و بقعه داخل آن نيز زيارتگاه نائيني ها بشمار مي رفت گنبد زيباي مصلي رو به روي گنبد امامزاده سلطان سيد علي واقع شده و خياباني اين دو محل بهم ارتباط مي دهد. عمارت مصلي مدفن سيد نور بخشي بزرگ سلسله نور بخشيه است مزار اين عارف مشهور روبروي درب ورودي باغ مصلي قرار گرفته و سنگ مرمري با تاريخ 953 هجري بر مزار او نصب شده است. در وسط باغ مصلي مقبرهاي به صورت هشت گوش با اتاقهاي قرينه و به صورت چهار ايوانه واقع شده كه گنبد بسيار زيبايي از كاشي به رنگ آبي بر روي آن خودنمائي مي كند. در زير اين گنبد آرامگاه حاج عبد الوهاب نائيني فرزند حاج عبد القيوم واقع شده كه در سال 1212هجري در اين محل درگذشته است. مزار ديگري متعلق به مرحوم حاج محمد حسن آذربايجاني است كه درسال1250 هجري در گذشته و دراين محل به خاك سپرده شده است در مورد چگونگي احداث اين بنا نيز برخي از منابع نوشته اند در سفري كه محمد ميرزاي قاجار به عنوان فرزند وليهد از كرمان به تهران ميرفت در اين محل ميهمان مرحوم حاج محمد حسن شد و وي سلطنت اورا پيش بيني كرد چون گفته هاي او مقرون به حقيقت مي شود محمد شاه براي سپاس از او دستور مي دهد اين بقعه را بر مزاراو بسازند. مساحت باغ مصلي 18 جريب است و دور تا دور آن به صورت غلام گردش مي باشد درضلع غربي مصلي آب انبار بزرگي كه در نوع خود بسيار جالب توجه است. از ديگر زيبایي هاي اين عمارت وجود دو بادگير است كه در تابستانها باعث سردي و گوارائي آب اين اب انبار مي شود. ورودي مصلي وعمارت مصلي بصورت دو طبقه است. عمارت مصلي نائين در آبانماه 1365 به شماره 1719 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
آب انبارهاي نائين
از ديگر آثار موجود درنائين آب انبارهاي آن هستند. آب انبارهاي نائين از لحاظ عناصر و اجزاء ساختمان شباهت تام و تمامي با هم دارند اين آب انبارها به خاطر شرايط اقليمي و كويري نائين ساخته مي شدند زيرا آب بيشتر قناتهاي شور و غير قابل استفاده بود. بنابراين آب انبارها شامل يك منبع يا مخزن آب ساخته مي شد كه بربالاي آن سقفي گنبدي شكل بنا مي كردند كه دو بادگير آب را خنك نگاه مي داشتند. راه پله و محل برداشت آب ازديگر قسمتهاي آب انبارهاي نائين است. هر محله در نائين داراي يك آب انبار بوده كه هنوز نيز پابر جا هستند و برخي از آنها تا چند سال پيش مورد استفاده قرار مي گرفتند از معروفترين آب انبارهاي نائين آب انبار معصوم خاني است كه در محله چهل دختران وافع است.
![]()
حسينيه هاي نائين
همانطور كه اشاره شد نائين داراي هفت محله است كه هر محله يك حسينيه دارد. اين حسينيه ها هر كدام مظهر وجود يك محله است و بيانگر همبستگي اهالي با محله شان اين حسينيه ها شامل يك مكان مسقف و سر پوشيده براي فصول سرد ويك فضائي باز براي ساير ايام و فصول است. اگر چه اكثر مردم از قسمت قديم شهر به بخش نوساز نائين نقل مكان كرده اند و عملا محلات قديمي خلوت شده اند اما هنوزنيز حسينيه ها در ايام عزاداري رونق گذشته را دارند و اهالي هر محله در حسينيه هاشان به سوگواري مشغول مي شوند. حسينيه ها معمولا شبيه به يكديگر ساخته شده و داراي يك صفه بزرگ (شاه نشين) و صفه هاي كوچكتر هستند كه دورتا دورحسينيه را فرا گرفته اند بر ديوارحسينيه ها اشعار زيبا به خط نستعليق همراه با نقاشي هاي گل و بوته به چشم مي خورد. صفه ها عموما دو طبقه هستند و طبقات بالا كه مردم نائين آن ها را (غرفه) مي گويند به عزادار بانوان اختصاص دارد. گنبد حسينيه هاي مسقف بيشتر برمربع منظمي قرار دارد كه درقسمت كاسه گنبد 8 ضلعي و در بال به 16ضلعي تقسيم مي شود مصالح حسينيه ها نيز عموما آجر هستند. حسينيه ها محلات 7 گانه نائين تماماً قدمتي در حدود 70الي 100 سال دارند تنها حسينه اي كه گنبد آن نوسازي شده است حسينيه سراي نو مي باشد. در نائين حسينيه ها را ميدان نيز مي گويند حسينيه ها در قديم علاوه بر آن كه مركز تجمع براي عزاداري بودند محلي نيز براي تصميم گيريهاوتبادل نظر نيز به حساب مي آمدند. بافت قديمي نائين به گونه اي طراحي شده كه حسينيه هر محله به راحتي با ساير عناصر مانند سقاخانه ها و بازار و مساجد و حمام ها و گورستان عمومي شهر ارتباط برقراركنند.
خانه پيرنيا(موزه كوير)
خانه پيرنيا يكي از يادگارهاي ارزشمند معماري دوران صفويه و نمونه شاخصي از مساكن سنتي نائين است. فضاهاي اصيل مساكن سنتي موجود در خانه از قبيل هشتي - دالان - شاه نشين - غلام گردش و... بيانگر سكونت مردمي است كه از قديم اهل فضل و هنر بوده اند. اين ساختمان در حال حاضر محل موزه مردم شناسي كوير و اداره ميراث فرهنگي نائين است.
![]()
نورمن فاستر
1935 نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد .
1953 پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد .
1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .
1959 در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای Riba شد .
1961 او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد .
1962 فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد .
1963 پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت .
1964 در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است.
1966 در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .
1968 در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت .
1971 در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد.
1974 فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .
1975 در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .
1978 ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .
1979 در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .

1980 فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد .
1981 در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری Bbc معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .
1982 در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت Reba منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .
1983 در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای Bbc در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .
1984 در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .
1986 دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در Riba سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .

1988 ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است .
1989 اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .
1990 سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين Riba را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .
1991 دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .
1992 دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .
1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد .
پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود.

سلام به همه ی دوستان!
خیلی خوشحالم که با این گروه همکاری میکنم.
فرانک گری
او در سال ۱۹۲۹ م در خانوادهای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ ) دیده به جهان گشود.
در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس انجلس مهاجرت کردودر دانشگاه کالیفرنیا به تحصیل در رشته معماری پرداخت.
در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه ریزی شهری پرداخت و همزمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.
او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است
در کارهای اولیه گری میتوان تأثیراتی از معماران سوئیس و فرانسه به خصوص لوکور بوزیه مشاهده کرد. ] این تأثیرات را تا سال ۱۹۷۲ میتوان در کارهای گری مانند استفاده از فرمهای هندسی ساده مشاهده کرد.
به طور کلی در کارهای گری نوعی گرایش مجسمه سازانه را میتوان مشاهده کرد چه در توسعه خانه همسرش ۱۹۸۷ تا موفقترین کارش در سبک فولدینگ که موزه هنرهای معاصر بیلبائو است.

او معتقد است:
من آثار هنرمندان را نگاه میکنم و هنر را به مثابه وسیلهای برای الهام خودم میپندارم و سعی میکنم تحت تأثیر هیچ فرهنگی نباشم در هر کارم روشهای جدید را جستجو میکنم. برای من قانون و قاعده محدود کننده وجود ندارد و اصولا مرزی بین درست و نادرست نمیدانم
گری از پیشگامان عرصه معماری فولدینگ میباشد .ما به ازای علمی زبان معماری فولد، نظریات بحران و تداوم است. بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع ازحالتی به حالت دیگر، مانند آب به یخ یا بخار، تجلی میکند. بحران یا به دو پاره شدن میانجامد یا به پیچیده شدن، در هم فرو رفتن و در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است در این معماری که گویی در حال فرو ریختن و کج شدن است، ترتیب پلان، نما و مقطع با هم اشکال ابهام آمیزی همانند کریستالها میآفرینند.
این بازی را گری با در هم ریختن زبانهای مختلف معماری و ترکیب آنها آغاز کرده است. در بنای موزه ویترای او در وایمار آلمان، که در کارهای آیزنمن تأثیرگذاشت، اجزای معماری مکعبهای در هم تنیده و دفرمه و کج و کوژند. از همین رو بعضی معماری او را جانور گونه و کرم گونه نامیدهاند. در کل میتوان گفت معماری گری یک معماری شخصی و غیر تقلیدی است و بدون برنامه خاص و یک نوع عدم قطعیت در اکثریت پروژههای گری دیده میشود

آثار گری به طور کلی نتیجه یک روند طولانی طراحی است که با استفاده از اسکیسهای متعدد، مدلهای کامپیوتری و ماکتهای بزرگ حاصل شدهاست. اسکیسها و نمودارهای اولیه به مدلهای فیزیکی با مقیاسهای مختلف تبدیل و این مدلها در نهایت به ساخت ماکتهای کامل میانجامد.
نکته بسیار جالب در روند طراحی گری در استفاده از رایانه در این روند است. بر خلاف سایر معماران که از نرم افزارهای معمول دوبعدی و سه بعدی مانند CAD و ۳DsMAX برای کارهای خود استفاده میکنند گری از نرمافزار کاتیا که یک نرمافزار مربوط به طراحی جامدات است استفاده کرد. این نرم افزار بیشتر برای طراحی خودرو و هواپیما و محاسبات پیچیده بدنههای مختلف کاربرد دارد و هماهنگی بسیار عالی با سایر نرم افزارها دارد. کاتیا سطوح را تحلیل و بر اساس محدودیت سازهای، کارکردی و اقتصادی پروژه آن را تصحیح میکرد. دادههای عددی که به این ترتیب بدست میآمدند بار دیگر بر روی یک مدل پیاده میشدند تا حجمها کنترل شوند و در صورت لزوم تغییر کنند. این رفت وبرگشت بین مدلهای مطالعاتی و دادههای دیجیتال بنیاد شکلی پروژه را به وجود میآورند. سپس از دادههای کامپیوتر برای تهیه پلانهای ساخت موزه استفاده شد.
بنا به گفته یکی از دست اندرکاران اجرای پروژه همه چیز توسط کاتیا کنترل و هدایت میشود. کاتیا به ما اجازه خلاقیت میدهد.
میتوان گفت از دلایل استفاده از کاتیا دقت فوق العاده آن و سازگاری آن با دیگر نرمافزارها میباشد. به عنوان مثال در پروژه تالار موسیقی والت دیسنی، برای طراحی سازه اجرایی مشکلات فراوانی وجود داشت. با توجه به پیچیدگی اتصالات سازهای و عدم وجود زوایای قائمه در آن، کارتهیه نقشههای اجرایی و جزییات اتصالات یکی از مهمترین و پیچیدهترین قسمتهای پروژه بود.
برای تهیه جزئیات اجرایی دقیق از نرم افزار سه بعدی XSTEEL که قابلیت تهیه انواع جزییات فولادی را داراست استفاده شد و در حدود ۸۰ درصد از کار تهیه جزییات اتصالات سازهای پروژه با آن انجام گرفت. این نرم افزار قابلیت ارتباط متقابل با کاتیا را داراست که گری از آن برای طراحی استفاده کرده بود. برای مثال ابتدا طرح در کاتیا تهیه میشد سپس XSTEEL با استفاده از آن مقاطع و اندازهها را مشخص میکرد سپس اطلاعات داده شده دوباره به کاتیا منتقل میشد.
در اجرا نیز کاتیا راهگشای بسیاری از مشکلات بود. دوربینهای Total station با استفاده از اطلاعاتی که از این نرمافزار میگرفتند خطوط اجرایی را مشخص میکردند.
سازه ی فلزی این ساختمان برای تولید در کارخانه توسط کاتیا برنامه ریزی شد و پانلهای نما نیز توسط دستگاه CNC که مستقیما با رایانه و CATIA کنترل میشدند تهیه شد.
بنا به گفته گری «کاملترین» استفاده از کاتیا را در طراحی و ساخت پانلهای نما کردند که باعث صرفه جویی زیادی در زمان پروژه شد.
در نهایت میتوان گفت گری با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای موجود ثابت کرد «غیرممکنها متعلق به گذشته هستند».
موزه Experience Music Project با ۲۱۰۰۰ ی فولادی و آلومینیومی به اشکال هندسی نامنظم ساخته شدهاست. و طراحی و ساختمان آن توسط برنامههای رایانهای ۲D و ۳D انجام گرفتهاست.
Doug Winn مدیر پروژه میگوید: در چنین کار عظیمی که شباهت به هیچ بنایی ندارد، طراحی یک چیز است و ساخت چیز دیگر. بنا وقتی شروع به کارکرد نمیدانست در نهایت چه به دست خواهد آمد. مجبور بودیم در عمل تغییرات زیادی به آن بدهیم و همهٔ دست اندر کاران – طراحان مهندسین تولیدکنندگان مواد و لوازم و غیره- در پروسهٔ کار تغییر را به عنوان یک نورم پذیرفتند و سازه بنای تالار موسیقی و والت دیسنی به عنوان پیچیدهترین سازه دنیا شناخته شد و این خود موید کار مشکل و فرایند پیچیده ساخت و طراحی ان است.
شکلها و مصالح
مصالحی که غالبا در کارهای او مشاهده میشود صفحات فلزی به خصوص تیتانیم، پلاستیکهای رنگ شده، زنجیرها و کابلها و فولاد و به کارگیری پانلهای مشبک است.
فرمهای تیز گوشه دار ،صفحات متداخل، سطوح مواج و منحنی را میتوان از عناصر ثابت کار گری دانست بناهای تندیس وار، فرمهای منحنی، پلکانهای خارجی، مصالح نمای فلزی استفاده فراوان از مواد گوناگون، پنجرههای بی قاعده و مرکزگریز از نشانههای کارهای او میتوان بر شمرد.

توی تالار گفتمانم گذاشتمش به تالارمونم حتما سر بزنید عضو بشید خیلی خوبه هااااا


معماری ایرانی اسلامی
مدتی پس از ورود اسلام به ایران، مردم به ساختن محل هایی برای عبادت یا به بیان دیگر به ساختن مسجد روی آوردند، ولی نه مسجد با فرم و شكل امروزی آن؛ بیشتر این مساجد نیز روی آتشكده ها و یا با تغییراتی روی آنها ساخته می شد. مسجد جامع اصفهان به همراه مسجد جامع فهرج یزد، تاریخانه دامغان و جامع زواره جزو اولین مساجد ساخته شده در ایران است؛ اما نه یك مسجد ساده!
مسجد جامع اصفهان گنجینه هنر ایران و در شمار شاهكارهای معماری است و جزو افتخارات این سرزمین محسوب می شود. این مسجد، مجموعه كاملی از بیان تاریخ، فرهنگ و هنر این سرزمین است كه با معماری، كاربرد مصالح و تكنیك های مختلف ساخت به عرصه ظهور رسیده است. نكته جالب در ساخت مسجد جامع اصفهان سیر تاریخی ساخت آن است كه ساخت این مسجد را به یك دوره و سبك معماری محدود نكرده و اجازه مشاركت سبك های معماری ایرانی و حتی اكثر اقوام حكمران این سرزمین را در ساخت این مسجد داده است كه البته این مورد را به عنوان یكی از محاسن این بنا می توان منظور كرد. وقتی از میان بازار، گذرگاه هایی نه چندان بزرگ ما را به مسجد می رساند، نمی دانیم كه چه گنجینه ارزشمندی در پایان این گذرگاه در انتظارمان است و وقتی وارد حیاط مسجد می شویم، در می یابیم كه در كجا هستیم؛ بله! در مكانی با وسعتی نه چندان گسترده ولی با ارزش غیر قابل تصور. ما در مسجد جامع اصفهان هستیم؛ مجموعه ای از تاریخ، فرهنگ، هنر، معماری و عشق ایرانی. به هر كجا می نگریم هنر است و عشق كه با تاریخ در آمیخته. باید جلوتر برویم و بیشتر دریابیم. كدام انسان هنردوست و عاشق را می توان یافت كه با دیدن این مسجد مجذوب آن نشود و با قرار گرفتن در زیر این گنبدها، ایوان ها و در كنار ستون ها با نگاه به آجرها و كاشی كاری ها چه كسی می تواند زبان به تحسین نگشاید و كدام ایرانی است كه غرور، تمام وجودش را فرا نگیرد. آری در وسیع ترین مسجد ایران هستیم؛ مسجدی كه نشان از سیزده قرن تحول در فرهنگ و هنر این سرزمین دارد.قدیمی ترین آثار به دست آمده در این مسجد نشان از ساخت این بنا روی یك آتشكده ساسانی دارد. بنای اولیه مسجد در قرن دوم هجری ساخته شده كه به صورت شبستان بوده وحدود ۲۰ درجه از جهت اصلی قبله انحراف داشته است. در قرن سوم، مسجد اولیه به كلی ویران شده و مسجدی جدید به جای آن احداث می شود، ولی تغییرات اساسی در قرن پنجم و ششم در مسجد رخ می دهد. افزودن دو گنبد در شمال و جنوب مسجد؛ ابتدا گنبد نظام الملك یا گنبد شمالی كه در سال ۴۷۳ هجری قمری به دستور خواجه نظام الملك ساخته می شود و دوم گنبد تاج الملك كه در سال ۴۸۱ هجری قمری ساخته شده كه به گنبد خاكی معروف است و از شاهكارهای گنبدسازی محسوب می شود. پس از ساخت این گنبدها، مسجد شبستانی به مسجدی با چهار ایوان تبدیل می شود؛ چهار ایوان در چهار جهت اصلی؛ ایوان جنوبی یا صفه صاحب، ایوان شمالی یا صفه درویش، ایوان غربی یا صفه استاد و ایوان شرقی یا صفه شاگرد كه هر یك خود بتنهایی شاهكاری در معماری ایران پس از اسلام هستند؛ بویژه ایوان استاد كه دیدن آن موجب حیرت است. پس از عبور از صفه درویش و با ورود به شبستان اصلی مسجد، ستون های آجری اولین چیزهایی هستند كه خودنمایی می كنند و تابش رشته هایی از اشعه آفتاب به داخل فضا را به سوی معنویت سوق می دهند. آجركاری های به كار رفته در ستون و سقف، بسیار زیباست و یادگاری از عصر سلجوقیان و سبك معماری رازی ست. برای تماشای زیبایی ها باید بیشتر جلو برویم؛ گنبدی با ارزش های هنری بالا، كه حدود ۵/۱۹ متر ارتفاع دارد و قطر آن ۵/۱۰ متر است. تزئینات آجركاری زیر گنبد كه با گچ كاری تركیب شده، این گنبد را بسیار با شكوه جلوه می دهد. از شمال مسجد به جنوب آن می رویم؛ به ایوان جنوبی یا صفه صاحب كه دلیل نامگذاری آن را برگزاری مجالس وعظ صاحب بن عباد در این محل ذكر كرده اند. از ایوان، وارد گنبدخانه جنوبی می شویم؛ گنبد خواجه نظام الملك كه در زمان ملكشاه سلجوقی و به دستور وزیرش خواجه نظام الملك ساخته شده است. از بین ایوان های شرقی و غربی، ایوان شرقی به نام صفه شاگرد مشهور است كه قاب پیرامونی این ایوان با كاشیكاری های اصیل دوره سلجوقی تزئین شده است. ایوان غربی هم به صفه استاد مشهور بوده و از تزئینات آجری این دوره برخوردار است. شبستان های مختلفی در مسجد جامع عتیق اصفهان ساخته شده، اما چند شبستان این مسجد دارای اهمیت بیشتری است؛ مثل شبستان چهل ستون شاه عباس كه در دوره شاه عباس اول صفوی به ضلع جنوب شرقی مسجد افزوده شده و ستون های فراوان از ویژگی های این شبستان است. یكی دیگر از فضاهای دارای اهمیت در این مسجد، شبستان طاقداری است كه در ضلع غربی مسجد قرار دارد و به نام شبستان بیت الشتاء عماد معروف بوده و برای ادای فریضه نماز در زمستان بنا شده است؛ فضایی با ابعاد ۲۵*۵۰ متر با طاق های خیمه ای و ستون های كم ارتفاع با نورگیری هایی در سقف از مرمر سفید كه نور را به طرز زیبایی به شبستان باز می تابد. این شبستان یادگار دوران تیموری است. شبستان دیگر این مسجد شبستانی است كه به وسیله اولجایتو، فرمانروای ایلخانی ساخته شده و در قسمت شمال غربی مسجد قرار دارد؛ این شبستان در قرن هشتم هجری به بنای مسجد ملحق شده است. بر خلاف مساجد دیگر كه دارای یك محراب هستند، مسجد جامع اصفهان دارای ۹ محراب است كه در مكان های مختلف قرار دارند و مهمترین این محراب ها، محراب اولجایتو است كه به عنوان یك شاهكار هنری در شبستان اولجایتو قرار داشته و كار استادی به نام استاد حیدر معمار است؛ این محراب نمونه نفیسی از تزئین گچبری است. لازم به ذكر است كه این مسجد دارای دومناره زیبا است كه در طرفین ایوان جنوبی قرار دارند و روی آنها مقرنس كاری، همراه با كتیبه هایی از آجر و كاشی خودنمایی می كند. همچنین در داخل مسجد، تزئینات فراوان و اسباب و اثاثیه ای مانند منبر ها و كتاب ها و موارد دیگر وجود دارد كه متعلق به مسجد هستند. این مسجد در دوران جنگ تحمیلی عراق مورد اصابت بمب قرار گرفته و آسیب دید كه البته این آسیب مختصر بازسازی و مرمت شد. این مسجد با فضاهای متعدد مثل گنبدها و ایوان ها و مناره ها و شبستان ها و ۴۷۷ طاق و قوس، تاریخ خلاصه شده ای از هنر این سرزمین است. . . .

تادائو آندو
در 13 اكتبر 1941 ميلادي در اوزاكاي ژاپن ديده به جهان گشود، در سال 1960 م . به يك بكسر حرفه اي تبديل شد. در سالهاي 69- م . تعاليم خود آموخته و غير آكادميك خود را به عنوان يك معمار با سفرهاي آموزشي به اروپا، آمريكا و آفريقا و مطالعه بر روي خانه هاي فرانك لويدرايت و كارهاي مدرنيسم قديمي (كلاسيك) تكميل كرد .

افزايش كمي آثار او در سطح معماريهاي مسكوني، كليساها، موزه ها و مجتمع هاي تجاري بزرگ، و … با تكيه اي مداوم و تقريباً انحصاري بر ساختارهاي بتن مسلح بزرگ و نمايان است كه عظمت را در معماري او فزوني مي بخشد. او واسطه اي ميان شرق و غرب است، و بتن را ـ با اينكه از مواد جدايي ناپذير جنبش مدرن اروپاست ـ در جهت نشان دادن زيبايي شناسي شرقي به كار مي برد.
اولين تمرين معماريش را در سال 69 م . در اوزاكا آغاز كرد و در سال 70 م . كارگاه شخصي خود را در زادگاهش داير نمود و تاكنون بيش از صد و پنجاه پروژه معماري را طراحي كرده است.
او از با نفوذ ترين معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب مي شود. توجه عمده وي بر تفليق فرمهاي مدرن با مفاهيم و شيوه هاي سنتي ژاپن استوار است ؛ به بيان دقيق تر، هدف او تغيير معناي طبيعت از گذرگاه معماري است. در سالهاي 1978،88 و 90 ميلادي به سمت استاد دانشگاههاي يال آمريكا، كلمبيا و هاروارد انتخاب شد.
مصالح معماري آندو، بتن خام، خورشيد، آسمان، سايه و آب است يا به عبارت بهتر، فضا. تأكيد او بر اين نكته است كه استفاده كنندگان از بنا بايد طبيعت را تجربه و احساس كنند و اينها همه ريشه در سنت منطقه اي زيستگاه او ـ كانزايي ـ دارد.
عناصر اصلي و متناقص معماري آندو عبارتند از نظم، مردم و احساسات انساني. او در معماري خود، به گونه اي متضاد آنها را با هم ارتباط مي دهد و ميان آنها تفاهمي ايجاد مي كند:
فرم در برابر فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبيعت در برابر هندسه. اين مسئله را در شخصيت خود او نيز مي توان مشاهده كرد؛ قدرت و منطق مردانه از يك سو و مهرباني و احساسات زنانه از سوي ديگر كه در وجود او به تفاهم رسيده اند.
آندو از جذابيت فرم صرفنظر كرده و بر جذابيت فضا تأكيد مي ورزد. او اعتقاد دارد كه فرم، از تأثير فضايي مي كاهد و در نتيجه، جذابيت معماري را محدود مي كند..
به اعتقاد او، ارحجيت دادن به فرم به معناي ارجحيت دادن به حس بينايي در ميان پنج حس و عدم توجه به عمق فضايي است. در نتيجه او در پي نفي فرم به مفهوم به كارگيري فرمهاي ساده و انكار ساده و انكار فرمهاي پيچيده است. (نفي تصوير صرفاً بصري در فضا). معماري او، معماري نفي و انكار است. او جامعه مدرن و جهاني بودن را نفي مي كند. در اين حال، نفي به معناي حمايت از استقلال شخصي و رهايي از يكنواختي مدرن است مرتبط با شخصي كه مي خواهد به شكلي فردي زندگي كند. اولين چيزي كه آندو نفي كرده، مفاسد جامعه مدرن و ارزشهاي آن است. (براي مثال، مقولة راحتي) آندو راحتي مدرن را نفي كرده، تلاش مي كند ارتباط پويايي با جهان برقرار كند. او راحتي را از معماري خود دور مي كند و به جاي آن امكان حضور انسان و طبيعت را در كالبد معماري اش فراهم مي سازد.
او كارهاي متعددي تاكنون انجام داده است كه پس از بررسي كليت طراحي هاي او،در مطالب بعدي ، به بررسي 8 اثر برترش كه اهداف و تفكرات او را به خوبي جلوه گر مي سازند، مي پردازيم:
-نمازخانة كوه روكو (كليساي باد)
-كليساي روي آب
-كليساي نور
-معبد آب
-خانه Raw
-مجتمع تجاري تايمز 2
-پروژه ناكانو شيما 2
-موزه نائو شيما
تادائو آندو در طول بيست سال گذشته، يكصد و پنجاه پروژه ي معماري انجام داده است با تجزيه و تحليل و بررسي آنها، به مباني و شاخص هايي دست مي يابيم كه با كمك آنها مي توان كارهاي او را در سه دسته طبقه بندي كرد.
بررسي ويژگيها و معاني
معماري، رهيافتي است به جعبه اي با دو بعد آرمان و هدف.
آرمان معماري، فرم بخشيدن به يك الگوي جهاني و هدف آن، بيدار كردن احساس انساني است.
موضوع اوليه ي معماري، ايجاد يك الگوي فضايي است؛ يعني نظم بخشيدن به يك فضاي برهنه و عاري از هر چيز. انتظام فضايي، به معناي استفاده از فرمي است كه فضا، منشأ آن است و نظمي شفاف آن را به فضا مرتبط مي سازد.
براي دستيابي به اين هدف، معماري به هندسه نياز دارد. هندسه، علم ايجاد نظم منطقي و هوشمندانه اي است كه حاصل ارتباط فرم و فرم با فضا مي باشد. از اين رو، هندسه فرم آرماني را ايجاد مي كند؛ فرمي كه بيان بصري مفهوم است و فضايي انتزاعي در آن تجلي مي يابد.
به طور كلي، هندسه به ارتباطات منطقي خالص توجه دارد؛ بنابراين هندسه، مفاهيم و ارزشهاي اجتماعي را منعكس مي سازد و جهاني با منطق شفاف ايجاد مي كند. به طور خلاصه، هندسه ثباتي منطقي به طرح مي بخشد. از اين رو، ثبات و پايداري است كه از آن، فرم هاي منطقي باقي مي ماند و ارزش هايي چون صداقت، زيبايي و خوبي در مرحله دوم ارايه مي شوند؛ منطقي كه احساسات را طرد مي كند و تنها، درباره ي حقيقت با ما صحبت مي كند. معماري پيوسته در جستجوي انتظامي است كه بر اساس نيروي طبيعي و جاذبه زمين باشد؛ اگر چه هنوز به آن دست نيافته است.
بر خلاف هندسه، معماري نمي تواند در تمام ابعاد نفوذ كند؛ زيرا نيروي جاذبه، آن را به حركت هاي افقي و عمومي محدود مي سازد. معماري، الگويي پوياست.!!!! يك ساختمان، طبيعتاً حركت نمي كند؛ ولي زماني كه مردم در امتداد مسيري حركت مي كنند، شكل آن، در حال حركت به نظر مي رسد.
مردم با حركت و تغيير موضوع دوم در معماري، بيدار كردن احساسات انساني است. هندسه، فضايي منطقي و با ثبات ايجاد مي كند. ولي به راستي، اين منطق چگونه ما را با تجربه هاي معماري آشنا مي سازد؟ آيا تنها نظم هندسي است كه فضا را روشن و واضح مي سازد؟ آيا هندسه باعث يكنواختي و سكون نيست؟ آيا نيازي به رهايي فضا از ثبات هندسي ناشي مي شود؟ آيا فرم و فضا صرفاً بايد بر اساس منطق هندسي شكل گيرد؟
هنگامي كه چند فرم يا حجم در كنار هم قرار مي گيرند، اين هندسه و منطق هندسي است كه به آنها نظم و ترتيب مي بخشد. زماني كه اين انتظام بين عناصر معماري مانند ستون، ديوار، سقف ايجاد مي شود، در واقع به آنها هويت مي بخشد و در نتيجه، ما نظم موجود در اين مجموعه را درك مي كنيم. اگر در اين عناصر، نسبت ها دقيقاً بر اساس ابعاد و اندازه ها و تناسبات رياضي باشد، ما يك مجموعه خردمند را احساس مي كنيم.
هندسه و تناسبات آن، از اجزاء مختلف يك سيستم واضح بصري مي سازد. آيا در اين سيستم، صرفاً تناسبات هندسي و ايجاد فضايي با نظمي مشخص مطرح است؟ در پايان، آيا يك سيستم صرفاً موزون و معقولانه، داراي نوعي يكنواختي است؟ هنگامي كه نظامي منطقي بر فرم و فضا غالب باشد، فضا را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. به هر حال، معماري به نظم هندسي نياز دارد؛ ولي ممكن است اين نظم، روح و جان معماري را بگيرد.
بنابراين، اگر معماري صرفاً بر اساس منطق باشد، نمي تواند پاسخگوي روح و احساسات ما باشد. براي دستيابي به اين هدف بايد از قواعد منطقي و خشك آن كناره گرفت. بنابراين، بايد بين قواعد نوعي پويايي و تضاد ايجاد شود تا نيازهاي احساسي ما نيز ارضا شود. زيرا اين تضاد و پويايي، سرشار از هيجان و احساسات است.
معماري مي كوشد تا نظم را براي مردم تجلي سازد و اين مردم هستند كه در حركت تدريجي نظم، فضا را درك مي كنند و از آن تأثير مي گيرند و بدين گونه معماري از طريق نظم انتزاعي خود در ما تأثير مي گذارد.
در حقيقت، پويايي موضوع معماري نيست، بلكه پيامد آن است. معماري قادر به پيش بيني واكنش هاي احساسي ما نيست. از اين رو آن را نمي توان در روند طراحي پيش بيني كرد، همان گونه كه نمي توان شيوه هاي مختلف يك بازي را پيش بيني كرد؛ زيرا آنچه ذهن ما را تحت تأثير قرار مي دهد، نامشخص است. معماري بايد ادامه يابد تا با آزمون و خطاي روش هاي مختلف، بتوان به يك معماري خلاقانه دست يافت.
ويژگي هاي شاخص معماري آندو، نظم، مردم و احساسات انساني است. بنابراين، بر اساس الهاماتي كه او از اين سه عنصر گرفته، پروژه هاي او را مي توان دسته بندي كرد. در معماري آندو، عناصر به شكلي متضاد با هم مرتبط مي شوند. بنابراين، فرم در مقابل فرم و فضا، داخل در برابر خارج و طبيعت در برابر هندسه قرار مي گيرد. به عبارت ديگر، معماري او حاصل ارتباطي است كه بين اين عناصر وجود دارد. براي آشنايي و شناخت بيشتر، كارهاي آندو را بر اساس ساختار و كالبد به سه بخش معماري يگانه انگاري، دو گانه انگاري و كثرت گرايي تقسيم بندي مي كنيم.
آن دسته از كارهايي كه در شمار معماري يگانه انگاري قرار مي گيرند، داراي فرمي خالص، طراحي واضح و فضايي قومي هستند. اين نوع معماري، بيشتر در خانه ها و كليساهاي كوچك ديده مي شود. در اين فضاها، با آرامشي روبرو مي شويم كه يادآور فضاي سنتي چاپخانه هاي ژاپني است. در اين فضا، بر اساس ريتمي وحدت بخش، كل به جزء تبديل مي شود. اين ريتم، حتي در نور و سايه نيز تكرار مي شود.
در معماري دو گانه انگار، آندو روش خاص خود را اعمال مي كند. به عبارتي، روش او از هيچ نوع معماري ديگري تأثير نپذيرفته است. در آنجاست كه آندو از فرم بيضوي استفاده مي كند؛ ولي در معماري دو گانه انگار، فضا بر اساس نيروي پويا شكل مي گيرد. اين نيرو، از تضاد بين فرم و فضا حاصل مي شود. در اين نوع معماري ـ بر خلاف معماري يگانه انگار كه فرم بر فضا غالب است ـ فرم و فضا داراي ارزش يكساني است و در اينجاست كه نوآوري هاي آندو تجلي مي يابد. قدرت و منطق مردانه از يكسو و مهرباني و احساسات زنانه از سوي ديگر، شخصيت او را شكل مي دهد.
معماري كثرت گرايي آندو شامل تعداد زيادي از كارهاي او از سال 1985 به بعد مي باشد. اين معماري، با فرم هاي متنوعي كه داراي جهت گيريهاي مختلفي است، شناخته مي شود. در اينجا، تمركز فضايي كه در معماري يگانه انگار وجود داشت، متلاشي و پراكنده مي شود و بيشتر به سوي روشنايي و پويايي نيل مي كند. فرم از نظر بصري، سبك تر شده و پراكنده مي شود. بنابراين در طراحي، فضا از تركيبات مختلفي شكل مي گيرد. از اين روست كه در كارهاي آندو، روش ها و مقياس هاي متنوعي ديده
مي شود






